شنبه 10 مرداد 1405 - Sat 01 Aug 2026
  • قیمت نقره امروز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

  • وحشی‌گری صهیونیست‌ها در غزه در میان آتش‌بس‌

  • ۳ حادثه ترافیکی در نجف ۵۶ ایرانی را مجروح کرد

  • جزئیات حادثه انفجار در کمربندی اسلام‌آباد غرب

  • همتی ترمز سود دلاری یک بانک دولتی را کشید

  • حاشیه‌های تمام‌نشدنی نادره رضایی!+عکس

  • معرفی مدیرعامل بعدی استقلال

  • آتش‌سوزی مهیب در اربیل عراق / فیلم

  • کف‌گیر پنتاگون و ته‌دیگ زرادخانه‌ی آمریکا+ عکس و فیلم

  • ترامپ :ایرانیها سرسخت هستند

  • جنگ را پیروز شده‌ایم ولی باید پیروزی را تثبیت و ثبت کنیم/ شرط ایران قوی وحدت حول محور ولایت است+فیلم

  • اعتراف خوک زرد که ایرانی‌ها اهل تسلیم نیستن…

  • هرکس خود را سپر آمریکا کند در آتش جنگ می‌سوزد

  • تهدیدهای تازه آمریکا تا تحولات باب‌المندب + فیلم و عکس

  • خشکسالی بی‌سابقه اروپا رازهای مدفون تاریخ را آشکار کرد / فیلم

  • نقل انتقالات سرخ پوشان /حضور مدافع پرسپولیس در هاله‌ای از ابهام +عکس

  • قیمت دینار عراق امروز شنبه ۱۰ مرداد

  • پست خداحافظی میلاد محمدی از پرسپولیس

  • واکنش ارتش کویت به ورود پهپادهای متخاصم

  • قیمت دلار امروز شنبه ۱۰ مرداد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما