سه شنبه 07 مهر 1405 - Tue 29 Sep 2026
  • ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت/جناب سید حسن نصرالله؛ امیر قهرمان عرب و نهاد بزرگ جبهه مقاومت

  • استانداردهای هالیوودی بلای جان ازدواج

  • فارن‌پالیسی| کشورهای عربی از آمریکا فاصله می‌گیرند

  • عالی‌پور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

  • دستگیری باند آدم‌ربایی با پوشش مأمور پلیس در تهران

  • ایران پیگیر حل پروازها و برقراری عمره

  • فلسطینی‌ها به زندگی در غارها پناه بردند / عکس

  • خبر تاج از انتخاب سرمربی جدید تیم ملی امید

  • خواهد دید چه خواهد شد!

  • بارش رحمت الهی در مسجدالحرام / فیلم

  • اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد

  • ورود پرسپولیس به لیگ والیبال

  • زباله‌های سرگردان در جنگل‌های شمال / عکس

  • سوپرگل جادویی لیونل مسی / فیلم

  • پیوستن ستاره هافبک ازبکستانی به استقلال

  • احتمال مجازی شدن مدارس هست؟ وزیر پاسخ داد

  • ترامپ و بحران بزرگ! / رقیب راهبردی واشنگتن

  • قیمت دینار عراق امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • گستاخی‌های ترامپ خلاف منشور ملل متحد است

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما